It is 22:55 and it gonna calm down in few seconds... بابا پشت تلفن مکث کرد و در حالیکه سعی می‌کرد بغض خودش رو پنهان کنه گفت پس بالاخره دختری از ایران رفت آمریکا، داشتم ریز ریز گریه می‌کردم، ...

Sunday, December 16, 2012

فراغت

اگر احیانا از پاییز دیگه رفتم یه جایی که کسی دور و برم نبود اولین کاری که می کنم اینه که عکس یه پسر لخت رو بذارم بک گراند لپتاپم؛ حتما سعی می کنم یه خونه ی مستقل اجاره کنم و هم خونه ای نداشته باشم، بعد تو خونه لخت میگردم
می خوام یه کم برای خودم باشم، دنیا به .... نباشه
فراغت می خواهم؛ نه بیکاری؛ فراغت، فراغت از خاله زنک بازی ها و مقایسه کردن ها  

2 comments:

omid askari said...

سلام
هربار که نوشته هاتو میخونم به متفاوت بودنت با دیگران بیشتر پی میبرم
اولین بار بعد از سفر شیراز بود که سر زدم به وبلاگت
الان هم بعد از چند ماه.

امیدوارم موفق باشی همیشه همیشه
omid askari

نوید said...

این آزادی لخت گشتن بعترین قسمت یک زندگی مجردیه...