Be WISE!
دو جا هست که خیلی احمقانه اس که دزدگیر ماشینتو روشن بذاری:
یه جای خیلی امن
یه جای خیلی نا امن!
دو جا هست که خیلی احمقانه اس که دزدگیر ماشینتو روشن بذاری:
یه جای خیلی امن
یه جای خیلی نا امن!
Posted by
adaughterofpersia
at
12:01 AM
|
Labels: مینی مالیستیک
نه! از لمس کردن من تر نخواهی شد
زیرا که این تن سالهاست که آهسته آهسته خشک شده است
Posted by
adaughterofpersia
at
9:02 AM
|
آدمهای لنگه به لنگه
توهم عقیمِ دانستن، شناختن
قصابان بی رحم واقعیت
و اشاعه دهندگان مرموز ویروس مردگی
Posted by
adaughterofpersia
at
3:17 AM
|
Labels: سبک جدید کشکی
آن بیرون انگار نزدیک است که اتفاق هایی بیفتد
اتفاقهایی در حد عوض شدن سربرگِ نامه های دولتی
لباسهای خانم گوینده ی تلویزیون
و محل ع.ش.ق..ب.ا.زی افراد
آن که میبینی با جدیت چنگک به سر دیوار انداخته و جانش را بالا میکشد
از ذوق پایین پریدن است که چنین چالاک گشته
Posted by
adaughterofpersia
at
11:23 AM
|
Labels: سبک جدید کشکی
من از این شهر خسته ام،
من از این رژ لبهای صورتی جیغ،
من از این روژ لبهای صورتی مات خسته ام
من از آدمهای توی بی آرتی خسته ام که همه شان عین هم لباس می پوشند و به غریبه ها چپ نگاه میکنند
من از عابر بانک های همیشه لَنگ خسته ام
من از پراید و 206 خسته ام
از آدمهای یواش هم خسته ام
آدمهای یواش با صدای یواش،
که آخر نفهمیدم خنگم که نمیشنومشان یا مال اختلال مادرزادی گوشم است
از آدمهایی که سعی میکنند که به روی خودشان نیاورند که فیلم بازی میکنند خسته ام
از بی شناسنامگی خسته ام
از کلاغهای شهر هم خسته ام که تا می آیی باشان دوستی کنی بی صفتها همه ترسشان را بال پرواز میکنند
Posted by
adaughterofpersia
at
11:21 AM
|
و بشر به راستی چیست جز یک توده ی واداشته ی وا به لا گذاشته؟
و هستی چیست جز مجهولی مقتدر
که از انبوه اقتدارش تنها آلتی پیداست از دید بشر - و هر بشر تنها یکی است و اتحادی بین نوع بشر نیست-
و بشر تنها میداند که جز با مکیدن آلت هستی راهی برای مقابله با نیستی نیست
و هستی گاه به گاه پرده تکانی میکند و بشر تا حواسش از آلت خوردن به دیدن پرده پراکنده میشود آویزان میشود از پرتگاه نیستی و با التماس تمنای چشم پوشی مینماید تا باشد
واحسرتا که بشر حتی نمیداند که چرا از نیستی هراسان است
Posted by
adaughterofpersia
at
1:48 PM
|
Labels: سبک جدید کشکی
اینجانب به تنهایی موفق به کشف علت لنگیدگی بلاگم گشتم:
سایت بلاگرد منقضی گشته بود و چون لینک لیست بلاگردی داشتم بلاگ من هم لنگیدونده شده بود.
لطفا خودتون باخبر شده و غایبان به حاضران ندای غیبی دهند.
Posted by
adaughterofpersia
at
1:36 PM
|
اگر سترون بودن، پلکیدن به دور یک پیله تا ابدیت، و بازخوانی عقده های یک عمر و ندیدن هر آنچه با هسته ی کور نمیخواند ضد حماقت است مارا در دار و دسته ی احمق ها بشمارید
نوشته ی زیر عینا از وبسایت شخصی پروفسور آلمن، استاد علوم کامپیوتر دانشگاه استنفورد که کتاب معروفی در اتوماتها و نظریه ماشین دارند کپی پیست شده است. به نظر میرسد ایشان به مقدار زیاد از ایرانیها ایمیل های نامربوط در یافت میکنندT،
پاراگراف اول پاسخ آلمن به ایرانیان::
"
Answers to All Questions Iranian
Every few weeks I get an email from someone claiming to live in Iran. They usually have a Hotmail account or Yahoo mail account; some even managed to get a gmail account. They have a question for me, ranging from technical ("Is it true that all grammars can be put in an unambiguous form?", "Is there a theory that information can be neither created nor destroyed?") to the political ("Why did the US shoot down an Iranian airliner/take land from Native Americans/Depose Mossadegh, etc. etc.?", or "How do I justify 'Zionist crimes', etc.?").
"
Posted by
adaughterofpersia
at
1:46 PM
|
روزگار هیچ غریب نیست نازنین
روزگار سختنیست نازنین اما چه غریبانگی ای با آن برای بشر،
که تاریخِ حیاتش با تازیانه و آنش آمیخته است
نازنین از یاد مبر که پیش از ما چه بسیار عشقها که در پستوی خانه ها نهان گشته
و چه بسیار چراغها که شبانه به قتل رسیده اند
توهم سعادت در لالایی کدامین مادربزرگ شکل گرفت؟
آیا شرح حال قصر پادشاهی ظالم نبود؟
سالهاست که انسانیت قربانی شام شیاطین میگردد
و انسان کماکان روز سبز خوشبختی را در مخیله اش به تصویر میکشد
و کیست که جسارت کند که بپذیرد که خورشید هرگز زنده نبوده
Posted by
adaughterofpersia
at
7:41 AM
|
Labels: نیمچه ادبی, هذیون
مسئول مصاحبه با داوطلبان:می دونی چرا در اسلام جهاد با دشمن واجب کفایی یه؟
داوطلب:چون در صورتیکه امید به پیروزی وجود داشت چند نفر بمونن توی مملکت که پادویی حکومت رو بکنن و حکومت لنگ نمونه
Posted by
adaughterofpersia
at
9:17 AM
|
*:این پست خطاب به شخصی خاص نوشته شده لطفا کامنت نامربوط نگذارید
نفسم را بو بکش
شوق را تنفس کن
تمنا را دریاب
نفست را به جفت گیری با نفسم وادار
بگذار تا تنم تنت را بمکد
در من جوانه بزن
در من لانه کن...
Posted by
adaughterofpersia
at
6:21 AM
|
Labels: نیمچه ادبی