It is 22:55 and it gonna calm down in few seconds...

Thursday, November 25, 2010

بیخودی

سالها بعد، وقتی تمام مردمان شهر برای مراسم خاکسپاری "خدا" به خیابانها می ریزند،
 من لبخندزنان از لب پنجره نگاهشان می کنم و برای خیلیمین بار به خود قول می دهم که دیگر چای داغ نخورم تا بیشتر عمر کنم

2 comments:

zodiak said...

omg

Anonymous said...

omg!
damn on you!