It is 22:55 and it gonna calm down in few seconds...

Thursday, August 12, 2010

بی وزنی

دستان خشک شده ام را به سقف می چسبانم


کله ام را از انتهای ستون فقراتم آویزان می کنم

پاهایم در خالی اتاق فرصت پرواز می یابند

وزن که فرو می ریزد، نیاز به پرواز بیمعنا خواهد بود

3 comments:

zodiak said...

سيستم رو عوض كرىي تمام كامنت هات اؤ بين رفت :(

دست یخی said...

...



...


.

eila said...

نفهمیدم چه طوری می شه بی وزنی رو درک کرد؟!