It is 22:55 and it gonna calm down in few seconds... بابا پشت تلفن مکث کرد و در حالیکه سعی می‌کرد بغض خودش رو پنهان کنه گفت پس بالاخره دختری از ایران رفت آمریکا، داشتم ریز ریز گریه می‌کردم، ...

Thursday, December 26, 2013

سبکی

پاهایم کش می‌آیند
مچ پاهایم مثل گلوله‌های گیلاس از زانو آویزان می‌شود
و چقدر عجیب که دیگر ترسناک نیست رهایی
این سبکی دل‌انگیز است وقتی به دشت خیره می‌شوی

1 comment:

حفره said...

نوشته ات پردرد است. به گونه ای که درد های من پردرد هم دردشان آمد.